شهدای خرمبك
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
شنبه 5 بهمن 1392 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

دفاع مقدس در کلام رهبری

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ای از برجسته ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده ترین و نفیس ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران ها بداند.

دفاع مقدس و غرور ملی

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود. رشادت های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

دفاع مقدس و ولایت پذیری

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

پیام دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس یادآور خون های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

سال های عشق و عطش

خدایا، آن سال ها رفتند؛ سال های زلال مهربانی؛ سال های سجود و صعود؛ سال های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال های سنگرهای سوز و گداز؛ سال های خوش «دوکوهه»؛ سال های بی قراری و انتظار. دریغا که سال های عشق و عطش گذشت!

دفاع مقدس و انگیزه ما

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل حاضر نشدیم مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذاریم.

جبهه، مدرسه ی عشق

چهره ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می کردی می توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می داد. لاغر و باریک اندام بود و در چهره اش مظلومیتی غریب موج می زد. اصلاً به او نمی آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی شناسد، عشق می شناسد».

به او می گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می کند و جواب می دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه ای که انسان کامل پرورش می دهد». بعد لبخندی می زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد...

دلتنگ روزهای خدایی

دلم برای جبهه تنگ شده؛ روزهایی که خدا نزدیک بود؛ آن روزها که صدای توپ و تفنگ در هم پیچیده بود و نوای یا زهرا و یا حسین شهر را پر کرده بود. دلم برای غروب های شلمچه، موج های خروشان اروند، دوکوهه و حسینیه حاج همت تنگ شده. دلم هوای نماز مسجد جامع خرمشهر کرده. کاش دوباره در زمین صبحگاهی می نشستیم پای دعای «عهد» بچه ها. دلم هوای ایستگاه صلواتی با آن چای همیشه جوش خورده اش کرده. دلم برای همه چیز جبهه و جنگ تنگ شده. از شهر و حصارهای بلندش خسته ام. خدایا دلم تنگ روزهای خدایی است...

پشت هیاهوی شهر

پشت هیاهوی شهر، پشت این حجم سیاه بی اعتنایی، پشت این تراکم خودبینی و خودخواهی، پشت این تزویرها و تظاهرها، سنگرهایی بود پر از سجاده های سبز و فرصت های آبی با فرشهایی از آسمان؛ هوایی آکنده از اخلاق و صمیمیت؛ خلوت هایی که پوشیده از آفتاب بود و سرشار از خدا و عشق؛ لبریز از آینه بود و آرامش؛ وقت هایی که می شد زانو به زانوی عشق نشست و با خدا صحبت کرد. ماه ها و سال هایی که دور از خود می توانستی با سر انگشتان دعا حیات را لمس کنی، با تمام دلت در فضای شفاف گل ها بنشینی، شیرینی پرواز را بنوشی و حضور خدا را ادراک کنی. آه آن روزها و آن سال های خوب کجاست؟! شب هایی که همگی شب قدر بود...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 مهر 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

احراز هویت یار سلسله الذهب در دهه کرامت . شهید "سید علی­ اکبر حسینی"


بر اساس آزمایش DNA پیکر مطهر شهید گمنام 23 ساله مربوط به عملیات بدر که سال گذشته در شهر درود نیشابور به خاک سپرده‌شده بود، شناسایی شد.
احراز هویت شهید


احرازهویت شهید گمنام درشهردررود نیشابور
خواب دخترشهید «سیدعلی اکبرحسینی»تعبیرشد

 پیکر مطهر شهید گمنام 24 ساله که سال گذشته در شهر دررود نیشابور به خاک سپرده شده بود با آزمایش DNA شناسایی شد.به گزارش خراسان،درپی آزمایش DNA و نمونه برداری از پیکر مطهر شهید گمنام و مطابقت آن با نمونه خون، فرزند شهید شناسایی شد تا خانواده شهید «سیدعلی‌اکبر حسینی» پس از ۳۱ سال پنج شنبه گذشته به مزار شهیدشان در گلزار شهدای دررود نیشابور بروند.

مثبت اعلام شدن آزمایش DNA

نماینده کمیته جست و جوی مفقودان ستاد کل نیروهای مسلح در خراسان رضوی با اعلام این خبر درباره جزئیات این موضوع به خراسان گفت:چهارم خرداد سال گذشته همزمان با شهادت امام موسی کاظم (ع) دو شهید گمنام در شهر دررود نیشابور تشییع و تدفین شدند.سرهنگ پاسدار «محمد احراری» افزود:پس از خاکسپاری این شهدا،«سمیه سادات حسینی» دختر شهید «سیدعلی اکبر حسینی» از شهر دررود به ما مراجعه کرد و از خوابی که درباره پدر شهیدش دیده بود مطالبی را گفت که این موضوع با پیگیری های وی چند بار ادامه داشت تا این که خانواده این شهید را به ستاد کل نیروهای مسلح در تهران معرفی کردیم تا از فرزندان این شهید، نمونه برداری شود. وی خاطر نشان کرد: نمونه برداری از فرزندان «شهید سید علی اکبر حسینی» با نمونه ای که از مغز استخوان شهید گمنام قبل از تدفین برداشته شده و در بانک اطلاعات نگهداری می شد مطابقت داده شد که آزمایش نمونه نگهداری شده از شهید گمنام با دخترشهید«سمیه سادات حسینی»مثبت اعلام شد. وی افزود: بر اساس وظیفه امروز(پنج شنبه) در منزل شهید حضور یافتیم و موضوع را به اطلاع خانواده شهید سید علی اکبر حسینی رساندیم.

آرزوی صحبت با پدر

«هاجر بیگم موسوی» همسر شهید سید علی اکبر حسینی دراین باره اظهار کرد: در عالم رویا شهید «سید علی اکبر حسینی» مدام تأکید داشت که من نزدیک شما هستم و از این بابت نگرانی نداشته باشید .وی ادامه داد: سال قبل وقتی دو شهید گمنام در شهر دررود تشییع و خاک سپاری شدند، ابراز ارادت خانواده ما به آن دو شهید همانند دیگر شهیدان بود. چه بسا به لحاظ این که شهیدان گمنام اند خودمان را دلبسته آن ها محسوب می کردیم و حالا بعد از گذشت 31 سال با توجه به خلوص نیت، پاکی و صداقتی که این شهید داشت خودش باعث شناسایی اش شد و از این بابت خدا را شاکریم و تلاش می کنیم ادامه دهنده راهش باشیم.«سمیه سادات حسینی» که 32 سال از عمرش می گذرد درباره خبر شناسایی پدر شهیدش اظهار کرد: یک هفته قبل از تشییع دو شهید گمنام در عالم رویا خواب دیدم که در یک حسینیه ای تابوت دو شهید گمنام بود و عده ای به من تابوت یکی از این شهدا را نشان دادند و گفتند که پدرشماست.وی خاطر نشان کرد: به من اصرار کردند که نزدیک تر بروم. لحظه نزدیک شدن دیدم که بر روی یکی از تابوت ها با خط خوشی نام پدر شهیدم را نوشته اند. وی ادامه داد: چون در شهر دررود نبودم با مادرم تماس گرفتم و موضوع خواب خودم را تشریح کردم که مادرم خبر داد قرار است دو شهید گمنام در این شهر تشییع شوند.وی به روز تشییع دو شهید گمنام در دررود اشاره کرد و افزود: در کنار قبور دو شهید گمنام احساسم این بود که کنار قبر پدرم هستم و در واقع همان شد که برایم اتفاق افتاده بود. فرزند شهید می‌گوید: به لحاظ شرایط سنی هیچ وقت پدرم را ندیده بودم و آرزو داشتم حتی برای لحظه ای او را در آغوش بگیرم و با او صحبت کنم که خدا را شکر این اتفاق افتاد و حالا می توانم با پدرم صحبت کنم.شایان ذکر است شهید «سیدعلی اکبر حسینی» اول آذر سال 39 در شهر دررود متولد و در دوران دفاع مقدس به عنوان بسیجی از طریق لشکر 5 نصر به جبهه ها اعزام شد.وی 22 اسفند سال 63 در 23سالگی در عملیات بدر منطقه عملیاتی جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل شد. این شهید چهارم خرداد سال 93 همزمان با شهادت امام موسی کاظم(ع) به همراه یکی دیگر از شهدای گمنام در بوستان شهدای گمنام دررود تشییع و خاک سپاری شده بود.





نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها : شهید گمنام، شهیدان دررود،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 شهریور 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

نسخه PDF چاپ ایمیل

 

   
فرا رسیدن دهه کرامت / از حضرت معصومه تا حضرت رضا (ع) نسخه PDF چاپ ایمیل

ولادت باسعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهاو برادر گرامیشان و آغاز دهه مبارک و میمون کرامت بر همگان مبارک باد.

دهه کرامت،دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد.این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهما‌السلام) سابقه ندارد.

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهما‌السلام) است.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

اکنون اطلاعاتمان را در باره ی این بزرگواران بالا می بریم

امام صادق(ع)پیش از ولادت كریمه آل محمد(ص) فرمود:

خدا را حرمى است و آن مكه است،امیرمؤمنان را حرمى است و آن كوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است و آن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود كه هر كس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد.

بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)

بر اساس رویاى صادقه‏اى كه مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى 1338 ه .)نقل مى‏كردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوه‏گاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى‏باشد.آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسیله‏اى كه ممكن باشد، محل دفن‏حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز مى‏كند و چهل شب آن را ادامه مى‏دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى‏شود، امام(ع) به ایشان مى‏فرماید: «علیك بكریمه اهل البیت‏» «به دامن كریمه اهلبیت پناه ‏ببرید.» عرض مى‏كند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته‏ام كه قبر شریف ‏بى‏بى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.

امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم مى‏باشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه‏سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى كه براى‏ قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.




نوع مطلب :
برچسب ها : دهه کرامت،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 مرداد 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

عملیات عاشورای 2

آزادی تپه دوقلو

عملیات محدود عاشورای 2 ساعت 2 بامداد روز 24 مرداد ماه 1364 با رمز یا‌مهدی (عج) در منطقه عمومی چنگوله واقع در جنوب شهر مرزی مهران توسط نیروی زمینی سپاه پاسداران صورت پذیرفت. نیروهای خودی در این حمله یک روزه که با هدف انهدام نیروهای عراقی مستقر در منطقه آغاز شده بود، ضمن رسیدن به این هدف و کشته و زخمی نمودن و اسارت 510 نفر از نیروهای دشمن، به گردان 1 و 2 از تیپ 114 لشکر 35 عراق آسیب رساندند. همچنین چندین دستگاه خودرو و مقادیری مهمات از دشمن نابود شد و علاوه بر به غنیمت گرفتن چند قبضه خمپاره‌انداز و مهمات از دشمن، شماری سلاح سبک و سنگین نیز به دست رزمندگان اسلام افتاد و مهمتر از همه آنکه تپه دوقلو و ارتفاع 145 از دست دشمن خارج شد.

ashoora2(mahdood).jpg

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات: عاشورای 2 (محدود)

زمان اجرا: 24/5/1364

مدت اجرا: یک روز

تلفات دشمن (کشته، زخمی و اسیر):‌ 510 نفر

رمز عملیات: یا مهدی (عج)

مکان اجرا: منطقه عملیاتی اروندرود، شبه جزیره فاو عراق ـ جنوبی‌ترین محور جنگ

ارگان‌های عمل‌کننده: رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

اهداف عملیات: انهدام نیروهای دشمن





نوع مطلب :
برچسب ها : عملیات عاشورای 2،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 مرداد 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد
روایت‌هایی از زندگی شهیدان مصطفی و مجتبی‌ بختی  یاران سلسله الذهب نیشابورکه بعد از 75روز دفاع از زینبیه به شهادت رسیدند

بختی برای دو برادر

می‌گویند شب و روزشان حرف از دفاع بوده؛ دفاع از حرم آل‌ا... در خاک غیروطن، در راه اسلام. می‌گویند به هر دری می‌زدند تا راهی شوند؛ راهی سرزمینی که نام زینب(س)، عقیله‌بنی‌هاشم(ع)، از آن برمی‌خیزد.

بختی برای دو برادر

می‌گویند ویژگی‌های شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس را داشتند و نام شهید زنده را به خود گرفته بودند. می‌گویند به «حق» بودن راهی که قصد قدم‌ گذاشتن در آن را داشتند، معتقد بودند؛ راهی که هر دوی آن‌ها را در یک زمان و یک سنگر آسمانی کرد.
مصطفی و مجتبی بختی، همان دوبرادر نیشابوری  هستند که اردیبهشت امسال، برای دفاع از زینبیه در برابر عناصر تکفیری، راهی سوریه شدند و بعد از 75روز مبارزه، به آسمان پرکشیدند.


 فرزند اول خانواده بختی که از روستای نوسرا ونومیری سرولایت نیشابور میباشند،مصطفی،پنجم مرداد سال61 در مشهد به‌دنیا آمد. او از بدو تولد تا شش‌سالگی را در خیابان گلشهر گذراند و هم‌زمان با ورودش به کلاس اول دبستان، همراه با خانواده به قاسم‌آباد، نقل‌مکان کرده و تا زمان ازدواجش در همین محدوده زندگی ‌کرد.
شهید بختی با ورود به دوره تحصیلی راهنمایی، به عضویت بسیج درآمد و نیرویی فعالی در این حوزه شد. او بعد از گرفتن دیپلم علوم‌انسانی، وارد حوزه علمیه شد و به مدت چهارسال به تحصیل در علوم دینی پرداخت و هم‌زمان با آن، برای امرارمعاش به شغل آزاد مشغول شد.
مصطفی با پایان خدمت سربازی که در ارتش گذراند، دوباره راه تحصیل را در پیش گرفت و با دادن کنکور در رشته حقوق پذیرفته شد، اما درنهایت موفق به رفتن نشد. او در سال 1378 ازدواج کرد و حاصل 16 سال زندگی مشترکش، تولد دو دختر را در پی داشت. او از زمانی‌ که آمریکا در سال‌های ابتدایی دهه80 به عراق حمله‌ کرد، به فکر دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) بود. به همین خاطر در همان سال‌ها با راضی‌ کردن همسر و خانواده‌اش، به همراه پدر راهی شهر نجف شد تا شرایط را از نزدیک ببیند و اگر بی‌حرمتی به حرمین را مشاهده کرد، برای دفاع به سایر گروه‌ها بپیوندد. او بعد از گذشت یک‌ماه و راحت‌ شدن خیالش از بابت حفظ حرمت حرم اهل‌بیت(ع)، به مشهد بازگشت.با آغاز جنگ در سوریه، مصطفی این‌بار تصمیم به رفتن و دفاع از زینبیه گرفت. دو مرتبه نیز برای این‌کار اقدام کرد، اما به‌خاطر مسائل قانونی، مانع رفتن او شدند تا اینکه سال94 با پیوستن به تیپ فاطمیون، امکان رفتن او میسر شد.
مصطفی بختی، هفتم اردیبهشت امسال با داشتن دو دختر، بعد از گرفتن رضایت از همسر و خانواده‌اش، برای جنگ با داعش، راهی کشور عراق شد. او بعد از سه هفته حضور در منطقه عملیاتی، نخستین تماس را با خانواده‌اش برقرار کرد و هفته پایانی ماه‌رمضان نیز، در آخرین تماس، جویای حال خانواده‌اش شد و خبر سلامتی خود را به آن‌ها داد.
او پس از 75روز دفاع از زینبیه دربرابر عناصر تکفیری داعش، 22تیر94 با اصابت ترکش به شهادت رسید. خانواده او چند روز پس از شهادتش، از این واقعه مطلع شدند و هفتم مرداد پیکرش به مشهد منتقل شد.
مراسم تشییع پیکر این شهید گران‌قدر، هشتم مرداد با حضور مردم و مسئولان و نیروهای بسیج از مقابل حسینیه «پیروان دین نبی(ص)»، تشییع و بعد از طواف در حرم امام‌رضا(ع)، در قطعه مدافعان حرم بهشت‌رضا(ع) به خاک سپرده‌ شد.


مجتبی سومین پسر و آخرین فرزند خانواده بختی بود که در تاریخ 12فروردین سال67 در منطقه قاسم‌آباد به‌دنیا آمد. در شروع نوجوانی به نیروی بسیج پیوست و در تمام سال‌های بعد از آن، به‌عنوان عضو فعال در این پایگاه باقی‌ ماند. مجتبی بعد از اتمام دوران دبیرستان، در رشته حقوق دانشگاه پیام‌نور قبول شد و به خاطر استعداد خوبش در تحصیل، با کسب رتبه اول دانش‌آموختگی حقوق، از این دانشگاه فارغ‌التحصیل و مجاز به ادامه‌تحصیل رایگان در دوره کارشناسی‌ارشد شد.
اما او مسیر تحصیل را در اوج خود رها کرد و در شرایطی که مادرش اصرار به ازدواج او داشت، تصمیم گرفت به کشور سوریه برود و مدافع حرم‌ اهل‌بیت(ع) شود.
شهید بختی از یک‌سال‌ونیم گذشته، مقدمات کارهای خود را برای رفتن به سوریه آغاز کرد و چندباری هم بدون داشتن مجوز، راهی شد که پس از شناسایی در تهران، برگردانده‌ شد.
او که هیچ‌وقت از رفتن به سوریه و دفاع از زینبیه منصرف نشد، پس از پیگیری‌های فراوان، سرانجام توانست با پیوستن به تیپ فاطمیون، به خواسته خود برسد و به کاری که آن را وظیفه خود می‌دانست، مشغول شود.
مجتبی بختی هفتم اردیبهشت1394 همراه با برادرش، از ترمینال مشهد راهی تهران شد و از آنجا به سوریه رفت. او که با مصطفی هم‌رزم بود، در 22تیر در یکی از حملات عناصر تکفیری داعش، در کنار برادرش در منطقه «تدمر» به شهادت رسید. پیکر وی و مصطفی هشتم مرداد، بعد از طواف در حرم‌ مطهر‌ امام‌رضا(ع)، بر روی دست‌های مردم شهیدپرور مشهد، تشییع شده و در قطعه مدافعین حرم بهشت‌رضا(ع) به خاک سپرده شد.



علی بختی، پدر شهیدان:

گفت اسلام در خطر است و رفت

همیشه همراه پسرانم بودم، حتی زمانی که مصطفی در آغاز حمله آمریکا به عراق گفت: «می‌خواهم به نجف بروم تا اگر بی‌حرمتی به حرمین شد، یکی از مدافعان حرم باشم»، همراهش تا نجف رفتم. آنجا خانه‌ای اجاره کردم و چندوقتی در این شهر ماندیم. روزها مصطفی می‌رفت در شهر پرس‌وجو می‌کرد تا ببیند بی‌حرمتی به حرمین صورت می‌گیرد یا خیر.
بالاخره هم تصمیم گرفت به‌عنوان مدافع حرم، راهی سوریه شود. با وجود اینکه مصطفی، فرزند ارشدم بود و خیلی هم دوستش داشتم، با رفتنش مخالفتی نکردم. خون او برای حفظ اسلام و حقوق مسلمانان می‌جوشید.
یک روز به مصطفی گفتم: «تو زن و بچه داری، چطور می‌توانی آن‌ها را بگذاری و بروی؟» در جواب گفت: «اسلام در خطر است، باید بروم.» ما نمی‌توانستیم جلوی او را که عاشق امام‌زمان(عج) بود، بگیریم و نگهش داریم. من راضی به رفتن آن‌ها بودم و الان افسوس می‌خورم که چرا خودم همراهشان
 نرفتم.

خدیجه شاد، مادر شهید:
از ته دل برای رفتنشان دعا کردم

مصطفی و مجتبی از کودکی همیشه با هم بودند و زمانی‌ که مصطفی در سال82 برای دفاع از حرمین به عراق رفت، مجتبی هنوز 15سال داشت؛ وگرنه او هم راهی می‌شد. من از همان زمان به رفتنشان راضی بودم و هیچ‌وقت با تصمیم آن‌ها مخالفت نکردم.
آن‌ها از یک‌سال‌ونیم‌ قبل به‌دنبال تدارک کارهایشان برای رفتن به سوریه بودند و چندباری از تهران برگردانده شدند. مجتبی هربار که مانعی سر راهشان ایجاد می‌شد، به اندازه‌ای ناراحت می‌شد که من فقط سکوت می‌‌کردم و حرفی نمی‌زدم و وقتی هم خبر امیدوارکننده‌ای می‌شنید، از خوشحالی پر درمی‌آورد. دوستان بسیجی‌اش لقب شهید زنده را در پایگاه به او داده‌ بودند و مجتبی از گرفتن این لقب خیلی خوشحال بود.
 او یک‌بار به من گفت: «مادر! نکند تو ته دلت راضی به رفتن ما نیستی که گره کار ما باز نمی‌شود» در جوابش گفتم: «من آرزوی دیدن دامادی‌ا‌ت را دارم، اما اگر خودت می‌خواهی بروی، راضی‌ام به رضای خدا.» همان‌جا از من خواست برای رفتنشان دعا کنم و من هم از ته دل دعا کردم و گفتم خدایا! هرچه تو بخواهی، همان می‌شود.
از زمانی که خبر شهادتشان را شنیده‌ام، تا الان اشکی نریخته‌ام و افتخارم این است که پسرانم در راه اسلام قدم برداشتند. شاید باورتان نشود که هرلحظه احساس می‌کنم در کنارم حضور دارند و اصلا جای خالی‌شان را حس نمی‌کنم.
در مراسمی که چند وقت قبل برگزار شد و مادر شهید قاسمی‌دانا شرکت کرده بود، به این مادر شهید گفتم: «دوتا از پسرانم برای دفاع از حرم به سوریه رفته‌اند؛ یعنی سعادت شما هم نصیب ما می‌شود؟» ایشان با تعجب گفتند: «دوتا!» من هم جواب دادم: «هر دوی آن‌ها فدای حضرت زینب(س).»
مصطفی و مجتبی احترام بزرگ‌ترها را نگه می‌داشتند و یادم نمی‌آید حتی یک‌بار پایشان را جلوی من و پدرشان دراز کرده باشند و هیچ‌وقت از ما جلوتر راه نمی‌رفتند.


مهدی بختی، برادر شهیدان:
شرایط زندگی آرام را داشتند، اما ضرورت را در دفاع می‌دیدند
 حرف مصطفی همیشه این بود که غیرتم اجازه نمی‌دهد بنشینم و ببینم تکفیری‌ها به حرم اهل‌بیت(ع) بی‌حرمتی می‌کنند. او تعبیر جالبی از رفتن به سوریه برای دفاع داشت و می‌گفت: «حرم اهل‌بیت(ع)، مثل خانه آن‌هاست و اگر ما در زمان حیات ائمه بودیم، آیا حاضر می‌شدیم بنشینیم و ببینیم به خانه حضرت علی(ع) یا حضرت زینب(س) بی‌حرمتی می‌شود؟»
مصطفی و مجتبی عاشق شهادت بودند و دفاع از حرم را تکلیف خود می‌دانستند. قبل از رفتن به سوریه، هر روز تمام خبرها را رصد می‌کردند تا ببینند رفتنشان ضرورت دارد یا نه. آن‌ها درحالی داوطلبانه راهی سوریه شدند که تمام شرایط یک زندگی آرام، در اینجا برایشان فراهم بود. مجتبی می‌تواست در بهترین دانشگاه، قضاوت بخواند و کارشناسی ارشدش را بگیرد و مصطفی هم به زندگی‌اش با همسر و دو دخترش ادامه دهد.
او واقعا انسانی نمونه‌ای بود. تا می‌توانست به دیگران کمک می‌کرد. با ماشین خودش در روزهای عاشورا، صلواتی مردم را جابه‌جا می‌کرد. یکی از آشنایان، در شب‌بازار غرفه داشت و مصطفی، بیشتر اوقات دنبال این آقا می‌رفت و وسایلش را رایگان تا شب‌بازار می‌برد و برمی‌گرداند.
پیکر مصطفی 2روز بعد از تولدش رسید
 پنجشنبه دوهفته گذشته تلفنم زنگ خورد. تماسی از خود ایران بود. مردی از پشت خط گفت: «مصطفی و مجتبی مجروح شده‌اند و حال مصطفی وخیم است، اما مجتبی وضعیت بهتری دارد و با گفتن این جمله که خود و خانواده‌تان را برای شنیدن خبر شهادت یکی از آن‌ها آماده کنید، مکالمه را قطع کرد. همان‌جا حدس زدم که مصطفی شهید شده. بعد از این تماس تا یکشنبه به خانواده چیزی نگفتم و بعد از 5روز اعلام کردم که مجتبی از ناحیه پا ترکش خورده و مصطفی نیز سالم است. تا اینکه همان یکشنبه‌شب، خبر رسید که مصطفی شهید شده و روز بعد هم خبر شهادت مجتبی را دادند. در این چند روز تمام فشار را خودم تحمل کردم و هرکس که من را می‌دید، متوجه می‌شد خبری هست، اما چون پیکرشان هنوز به ایران نرسیده بود، صلاح نبود به خانواده چیزی بگویم.
از همه این‌ها سخت‌تر، زمانی بود که بعد از رسیدن خبر شهادت مصطفی به من، محدثه دختر بزرگ برادرم که چند روزی بیشتر تا تولد پدرش نمانده بود، گفت عمو! بابا حتما برای تولدش برمی‌گردد و پیکر مصطفی دو روز بعد از تولدش 
به دست ما رسید.

زهرا سرایی، همسر شهید مصطفی بختی:
اوایل هر روز دعا می‌کردم که کار رفتنش درست نشود
 مصطفی همیشه دغدغه دفاع از مسلمانان و دین اسلام را داشت. وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، تصمیم گرفت با پدرش برای سرکشی به عراق برود. آن زمان من باردار بودم. یک ماه تمام با من حرف زد و سرانجام راضی‌ام کرد که برود. آن موقع رضایت‌ دادن برای رفتنش، زیاد سخت نبود اما از سال گذشته که حرف رفتن به سوریه را پیش کشید، گفتم راضی نمی‌شوم. هر روز دعا می‌کردم کارهایش درست نشود؛ چون به دلم افتاده بود که اگر این‌بار برود، دیگر برنمی‌گردد. مصطفی هر روز با من حرف می‌زد و سعی می‌کرد رضایتم را برای این سفر بگیرد. او آن‌قدر زیبا از اعتقاداتش حرف می‌زد که من درمی‌ماندم چه بگویم و چگونه مخالفت کنم، حتی وقتی که بچه‌ها را بهانه رفتنش کردم، گفت: «بود و نبود من فرقی نمی‌کند. محدثه و فاطمه، خدا را دارند.»
بالاخره هم برنده شد و با عشقی که به اهل‌بیت(ع) داشت، دلم را به رفتنش راضی کرد. به محض اینکه رضایت دادم، کارهایش درست شد و او را راهی سوریه کردم.
 گفت راهی که ما می‌رویم، حق است
از یک هفته مانده به ماه رمضان، خبری از مصطفی نداشتم؛ 45روزی که هر روزش به اندازه یک سال گذشت. وقتی خبر شهادتش را شنیدم، از اینکه دیگر سرپناهم نیست و او را نمی‌بینم، گریه کردم، اما خدا به من صبر داد. حتی محدثه و فاطمه که حاصل 16سال زندگی مشترکمان هستند، موقع گریه‌کردنم، من را دلداری می‌دهند و آرامم می‌کنند. پدرشان هم وقتی در ترمینال خداحافظی می‌کردیم، همین را از من خواست و گفت: «توکل به خدا کن و بدان راهی که ما می‌رویم، حق است».

احمدی‌پور، مسئول پایگاه بسیج سلیمانی3 مقداد:
مرخصی بهشان خورده بود، اما خودشان خواسته بودند بمانند
 هر 45روز به مبارزانی که در خط دفاع هستند، مرخصی تعلق می‌گیرد و به مصطفی و مجتبی هم مرخصی خورده بود، اما خودشان قبول نکرده و خواسته بودند آنجا بمانند. آن‌ها واقعا رزمنده راه اسلام بودند؛ بچه‌هایی که طبق تعریف هم‌رزمانشان، خلق‌وخوی جبهه قدیم را با واکس‌ زدن شبانه کفش‌های هم‌سنگرانشان، شستن لباس‌های آن‌ها و خواندن نماز شب، زنده کرده بودند.






نوع مطلب :
برچسب ها : مدافعان حرم،
لینک های مرتبط :
شنبه 17 مرداد 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد
Image result for ‫حجاب فاطمی‬‎

حضرت فاطمه(س)زن نمونه یا نمونه زن؟

الگو یکی از طرق سازندگی درمراحل مختلف زندگی است. بسیاری از بی هدفی ها زاییده بی الگویی هاست. زبان الگو، زبان عمل است در   نتیجه تأثیری که الگو برافراد می‌گذارد، بسیارعمیق تر و ماندنی تر ازگفتار است. به دلیل اهمیت الگو ادیان الهی و مکاتب بشری سعی درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته  اند و ازنقش الگو درآبادانی و ویرانی جوامع غافل نبوده اند  .
دین مبین اسلام  الگوها و شاخص‌های‌متعالی ‌ارائه داده و انسانها را به پیروی از سیره عملی و نظری آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوی عملی وجود ندارد و آنان ناگزیرند ایده آلیستی بیندیشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستین یعنی تشیع، الگوهای بسیاری وجود دارد.   
دامنه تأثیر گذاری اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردی، اجتماعی و تاریخی است . در حوزه فردی نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعی و سیاسی است و درعرصه تاریخی تأثیر اسوه ها به تغییر و تحول در جهت گیریهای تاریخی   ارتباط می‌یابد.   
هم اکنون جا دارد به این سؤال پاسخ گفته شود که آیا حضرت زهرا(س) الگوی زنان است یا الگوی انسان؟ و آیا سیره ایشان قابلیت پیروی برای همه انسانها را دارد و یا مختص زنان می‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (س) الگوی کاملی برای همه انسانهاست و همه بشریت می‌توانند با تأسی از سیره ایشان راه نجات و سعادت خود را طی نمایند.
کرامت ها وفضیلت ها مختص مردان نیست. چنانچه زنان جوهری داشته باشند، مسیر تعالی وبالندگی معنوی برای آنان هموار است. اگر علی (ع) الگو ونمونه انسان کامل و ایده آل است در وجود مرد بودن، زهرای مرضیه نیز الگوی ایده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتی می‌فرماید :« لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 ) مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. این مطلب درمورد حضرت زهرا (س) نیز صادق است .آنچه فاطمه (س) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انسانی اوست و بدین خاطر متعلق به عالم انسانیت است. ارزش های انسانی اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن اسوه های انسانی نیز همین گونه اند. فاطمه(س) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نیزهست.( همانند پیامبران و امامان)
بین زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه یعنی زنی که سیره و روش او را همگان قادرند در زندگی اتخاذ واعمال نمایند و براساس سیره و سلوک او مسیرزندگی خویش را بپیمایند و نمونه زن یعنی زنی که میان زنان الگوست.    

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ججاب، زن نمونه،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 تیر 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

با خودش گفتـه بود:

“یک شب که هزار شب نمی شود”

رفته بود مراسـم عروسی!

چند سال بعد

یکی دل همسـرش را بـُـرد

در یک مراسم عروسی!

و چندین سـال بعد

یکـی دل پسرش را

آری

در مکتب ِ مـا

یک شب ،هـزار شب می شود…!


  امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند . {وسایل الشیعه، ج 14، ص 171}

با خودش گفتـه بود:  “یک شب که هزار شب نمی شود”  رفته بود مراسـم عروسی!  چند سال بعد  یکی دل همسـرش را بـُـرد  در یک مراسم عروسی!  و چندین سـال بعد  یکـی دل پسرش را … آری  در مکتب ِ مـا  یک شب ،هـزار شب می شود…!    امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند   از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند . {وسایل الشیعه، ج 14، ص 171}




نوع مطلب :
برچسب ها : حجاب، زن وحجاب،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 تیر 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه!!

افسران - خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه!!
هوالشهید
مراسم تشییع پیکر مطهر 175 شهید غواص روز سه شنبه 26 خردادماه ساعت 16 از میدان بهارستان به سمت معراج الشهدا برگزار می شود.
همچنین مراسم شبی با شهدا دوشنبه شب در دانشگاه تهران برگزار می شود.و حضور برای عموم آزاد است.

شعار های روز تشییع :
"نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا"
"عزت را مذاکره نکردند"
"ملت ما نمی پذیرد ستم
به دست بسته شهیدان قسم"

لطفا تا آنجا که می توانید در صفحات مجازی تگ کنید




* لطفا همین عکس و برچسب ها را منتشر کنید.



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدان غواص،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 خرداد 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد












مفهوم پاسداری
نکته مهمی که به عنوان پاسداری، مفهوم و مصادیقی عام ارائه می کند و از چرایی ضرورت پرداختن همه ساله به مناسبت روز پاسدار پرده برمی دارد، توجه به این مطلب است که پاسداری معنای گسترده ای دارد؛ پاسداری از مرزها، پاسداری از ارزش ها، پاسداری از جامعه اسلامی، پاسداری از نفس و....
پاسداری گاه با نیروی بازو و گاه با سخن گفتن و بیان حقایق صورت می گیرد. پاسدار انقلاب اسلامی، تنها یک لفظ نیست. یک واقعیت است. بدین معنا که اگر کسی بخواهد برخلاف مسیر اسلام عملی انجام دهد، وظیفه هر مسلمانی  است که از اسلام و ارزش های اسلام پاسداری کند. به تعبیر امام خمینی رحمه الله: «پاسداری از اسلام و قرآن کریم، همان صراط مستقیمی است که در نماز از خدا طلب می کنیم».
بنابراین، اگرچه سپاه نماد پر صلابت و تمام نمای پاسداری است اما پاسدار بودن فقط به داشتن لباس و نشان نظامی  نیست. مرزبانان کشور، نیروهای انتظامی، دانشمندان عرصه علم و پژوهشگران، هر یک از کیان و استقلال و شرف کشور دفاع می کنند و پاسدار به شمار می آیند.
پاسداری از مرزها، رمز رستگاری
پاسداری و حفظ مرزهای کشور اسلامی از هجوم و تجاوز دشمن، یکی از مهم ترین و اصلی ترین وظیفه های سپاه و تک تک پاسداران انقلاب اسلامی به شمار می آید. خداوند در آیه دویست سوره آل عمران می فرماید: ای اهل ایمان! در کار دین صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و آماده و مراقب کار دشمن و خدا ترس باشید، امید است که پیروز و رستگار شوید.
این آیه که آشکارا بر پاسداری از میهن اسلامی و مقابله با تجاوز دشمن ستمکار دلالت دارد، رمز رستگاری را در مقابله با دشمن و پاسداری و حفظ سرزمین اسلامی از هجوم حملات دشمنان می داند.
ماهیت و فلسفه وجودی پاسدار و پاسداری
امام خمینی رحمه الله، پاسدار و پاسداری را ادامه زنجیره نبوت و امامت از حضرت آدم(ع) تا حضرت محمد(ص) و از حضرت محمد(ص) تا امام حسین(ع) و از امام حسین(ع) تا انقلاب مهدی(عج) و برپایی کامل حکومت عدل الهی می داند و پاسدار را پاسدار حق و قرآن و اسلام برمی شمارد. ایشان، پاسداران را سربازان خدا و سربازان امام زمان معرفی می کند. امام خمینی رحمه الله، پاسداری  از اسلام را بالاترین پاسداری می داند و آشکارا به پاسداران دستور می دهد که اسلام را حفظ کنند و به نسل آینده انتقال دهند.
بر این اساس، فلسفه وجودی سپاه پاسداران، حفظ دست آوردها و اهداف موردنظر انقلاب اسلامی است. انقلابی که ریشه های فساد و وابستگی را قطع و نهال پاک ایمان و استقلال را در کشور و در دل امت ایران، بارور و با رحمت ولایت، آن را آبیاری کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوره های گوناگون زمانی، درگیر مبارزه با انواع توطئه ها و تهدیدهای دشمنان بر ضد انقلاب اسلامی بوده و برای خنثی سازی آن ها تلاش کرده است.
ارزش و مقام پاسدار و پاسداری
پیامبر اسلام(ص) می فرماید: دو چشمند که آتش به آن ها نمی رسد: چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که شب ها در راه خدا نگهبانی دهد.
امام خمینی رحمه الله، معمار بزرگ انقلاب، ارزش پاسدارانی را که برای خدا خدمت می کنند، چنین بیان می کند: پاسداران، از ارکان کشور هستند؛ مجاهدانی که هم در پشت جبهه ها و هم در جبهه های نبرد علیه کفار مجاهدت می کنند. پاسداران، همان مجاهدان فی سبیل الله هستند که مقامشان بزرگ تر از آن است که گوهر زیبای عمل خود را به عیار پست دنیا محک بزنند. آنان، فرزندان دفاع مقدس و پرچم داران عزت مسلمین و سپر حوادث کشورند.
مردمی بودن پاسدار
آنچه هویت اصلی پاسداران را تشکیل می دهد، مردمی بودن آنان است. یعنی هیچ گونه فاصله ای میان پاسداران و مردم وجود ندارد و آنان از بطن توده ها جوشیده اند. پاسداران، همراهان راستین مردم هستند و برای اسلامی می کوشند که محبوب دل مردم است. بنابراین آنان را می توان خدمت گزاران مردم و اسلام دانست.

ب)  حضرت عباس، زینت عنوان جانبازی
جانباز همان دلداده و آسیب دیده ای است که پرمایه ترین سرمایه خود را به مسلخ عشق برده است تا مُهر محبت و بندگی را بر پیشانی خود زند، همان کسی که با دریافت حقیقت وجود خویش به اوج انسانی خود رسیده و به دنبال رضایت خدا و بهشت ابدی است. او همان انسان خودباوری است که کرامت و شجاعت را در جان خود جا داده و جهاد را بهترین میدان عرضه اخلاص خویش به پروردگار محبوب خود می داند.
شهیدان زنده
جانبازان، شهیدان زنده ای هستند که خداوند این فرصت را به آن ها داده است سال هایی از عمر خودشان را همراه با مجاهدت و آزمایش دشوار بگذرانند. تنها تفاوت جانباز با شهید این است که آخرین رشته ارتباط او با عالم خاک قطع نشده است، برای آن که جانباز باید بماند و پیام شهیدان را فریاد کند، باید بماند تا کارهای ناتمامی را به پایان رساند.
جانباز می ماند تا آیندگان به ویژه آنان که میدان کارزار را ندیده اند و حقایق دوران مبارزه را درک نکرده اند، به نشانه ها و حجت های وی بنگرند و پیام شهیدان را دریابند.
غبطه شهید بر جانباز شهید
گاه پاداش و منزلت جانباز شهید از شهید غیرجانباز هم بالاتر است؛ یعنی نه تنها جانباز از پاداش شهید بهره می برد، بلکه گاه رتبه او از شهید هم فراتر است. این از آن روست که جانباز خالص و مخلص دو کار را فرجام می بخشد؛ یکی آن که همچون شهید از هستی خویش دست می شوید و آن را تقدیم محضر دوست می کند و دیگر این که در فاصله ای خواه کم و خواه طولانی میان زخم برداشتن تا پرواز از این خاکدان، اثری می آفریند، پیامی می رساند، گامی  برمی دارد و شوری می آفریند. او در کنج آسایشگاه یا خانه شور و حرارت سال های جنگ را در دل زنده نگه می دارد و قدر و منزلت شهادت را حفظ می کند.
استقامت، شرط پاداش
در آموزه های دین، پاداش های اخروی فراوانی به جانبازان وعده داده شده است. هر کدام از رنج های دوران جانبازی  مانند یک حسنه ای بزرگ است و پاداشی عظیم به آن تعلق خواهد گرفت البته مشروط بر آن که به تعبیر آیه 172 سوره آل عمران «للذین احسنوا منه و اتقوا اجر عظیم» و به بیان دیگر: جانباز در دوران زندگی پرفراز و نشیب جانبازی، خویشتنداری را از یاد نبرد و پس از جانبازی نیز بر همان آرمان و اخلاص باقی بماند. از این که قدر و منزلت حقیقی اش به دست فراموشی سپرده شده است، از بی پناهی ها و تنهایی ها و کم توجهی های برخی انسان ها دل سرد نشود و خدا را از یاد نبرد. هم چنین شکوه بی نظیر جانبازی را در تنگنای  محاسبه های مادی تصویر نکند.
پیامبر اکرم(ص) درباره دو جانباز صدر اسلام، زبیر و سماک فرمود: رشته نخی از دستمال این دو در بهشت برتر و گران بهاتر است از مقدار طلایی که تمام فاصله زمین تا آسمان را از آن پر کنند، به شرط آن که بر عهدی که با من و در راه من بسته اند، استوار بمانند.

رسالت جانبازان
جانبازی، مقام والایی است که خداوند این افتخار بزرگ را نصیب بعضی از افراد برگزیده خود کرده است. بر این اساس، مسؤولیت و وظایف آنان نیز بزرگ و سنگین است. اگر آنان دیروز در جبهه های نبرد استوار مانده و از امتحان الهی سربلند بیرون آمده اند، امروز نیز در صحنه های فرهنگی جامعه حضور دارند و مشعل ارزش های الهی را فروزان نگه داشته اند.
جانبازان با ایستادگی خود، فرهنگ شهیدان را زنده نگه می دارند و درس امید و ایمان و اراده به جامعه می دهند. آنان با ارج نهادن به ارزش های دینی و اسلامی و با ترویج فرمان های اصیل اسلامی و عمل به آن ها، افراد جامعه را به حفظ ارزش های اسلام تشویق می کنند. آنان الگوی ارزش های اسلامی و مروّجان معنویت در جامعه به شمار می آیند.
نقش همسران جانباز
امروزه، اهمیت نقش همسران جانباز بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا آنان به صورت داوطلبانه در رنج های زندگی یک جانباز شریک شده اند. آنان از جاذبه های زندگی دنیوی گذشتند تا به درخواست یک جانباز لبیک گویند؛ جانبازی که شاید نتواند کوچک ترین فعالیتی انجام دهد.
اکنون همسران جانباز با حفظ روحیه بسیجی و دشمن ستیزی و با تربیت صحیح فرزندان و حفظ مقام و منزلت جانبازان می توانند به جایگاه و مقام خود افتخار کنند. البته این نام نیک با زحمت و رنج به دست می آید و تحمل این همه سختی از سوی خداوند پاداش اخروی بسیاری دارد.
سفارش رهبر به فرزندان جانباز
«فرزندان جانباز باید به خود افتخار کنند به خاطر این که فرزند کسانی هستند که در جوانی سلامت خودشان را برای  آرمان های بلند الهی و اسلامی فدا کردند. پدران شما در روزگار سخت و تلخ تهاجم، سینه های خود را در برابر دشمن سپر کرده و با ایستادگی و از خودگذشتگی، از شرف و ناموس این ملت دفاع کردند. اکنون شما نیز باید در حفظ این شرف و افتخار بزرگ کوشا باشید و به دشمنان اسلام اجازه ندهید که با وسوسه های شیطانی خود شما را تحت تأثیرات سوء قرار دهند. شما باید طوری عمل کنید که به فرزند جانباز بودن خود افتخار کنید.»
بزرگْ جانباز انقلاب
در روز 6 تیرماه 1360، نماز ظهر در مسجد ابوذر تهران برپا شد. مردم آماده شنیدن سخنان نزدیک ترین یار امام شدند. آقا (آیت الله خامنه ای) پشت تریبون قرار می گیرد و دو ضبط صوت روی میز، جلوی ایشان قرار می دهند که بعدها مشخص شد گروه فرقان، بمب را در یکی از ضبط صوت ها جاسازی کرده اند. پس از حادثه انفجار، آقا از نواحی  ریه، نای و کتف، مصدوم شدند.
حضرت امام یک روز پس از حادثه، ایشان را سرباز فداکار و از سلاله رسول اکرم(ص) و خاندان حسین بن علی(ع) نامید.

ج)  حراست از دین در سیره امام سجاد(ع)
شیوه های تبلیغی امام سجاد(ع)
اوضاع و شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی در دوران امام سجاد(ع) و اعمال جنایت کارانه امویان در حق امام حسین(ع) و خاندانش، موجی از ترس و وحشت بر جامعه اسلامی به ویژه شیعیان حاکم کرد. امام سجاد(ع) در چنین شرایطی، نخستین وظیفه خود را تبیین فرهنگ و اندیشه اصیل اسلامی و زدودن غبار جهل و تحریف و خرافه از چهره تابناک اسلام قرار داد، ولی شرایط و اوضاع و احوال سیاسی به گونه ای بود که امام نمی توانست مفاهیم مورد نظر خود را آشکارا بیان کند. بنابراین، حضرت دو روش را پیش گرفت:
1) بیان حقایق در قالب پند و ارشاد امت
امام سجاد(ع) در ضمن این پندها و اندرزها، به بهترین شکل، اندیشه اصیل اسلامی را در ذهن مردم نهادینه می کرد، بدون آن که حساسیت دستگاه بنی امیه را برانگیزد.
2) تبیین معارف الهی به صورت دعا
با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی دوران امام سجاد(ع)، حاکمان اموی، امام را خانه نشین کرده بودند ولی امام زین العابدین(ع) همچون دیگر امامان معصوم دست از رسالت خویش برنداشت و به حکم آگاهی به تمام روش های بیانی و کلامی، قالب «دعا و مناجات» را بهترین وسیله برای رسیدن به اهداف عالی خود قرار داد. «صحیفه سجادیه»، مجموعه ای از دعاهای گران بهای آن حضرت است که پس از قرآن کریم و نهج البلاغه، بزرگ ترین و غنی ترین گنجینه گران سنگ حقایق و معارف الهی به شمار می رود و اُخت القرآن، انجیل اهل بیت(ع) و زبور آل محمد(ص) نام گرفته است.
امام سجاد(ع) در آیینه کلام امام خمینی(ره) 
«جناب علی بن الحسین(ع) از بزرگ ترین نعمت هایی است که ذات مقدس حق بر بندگان خود به  وجودش منّت  گذارده و آن سرور را از عالم قرب و قدس نازل فرموده برای فهماندن طرق عبودیّت به بندگان خود.
ادعیه و مناجات های سید الساجدین و زین العابدین(ع) را ملاحظه کن و دقت نما ببین در مقام عبودیت چه معامله می کند و چه طور به وظیفه بندگی قیام می کند. با این وصف، وقتی صحیفه اعمال حضرت مولای متقیان، امیرمؤمنان(ع) را می بیند، تأسف می خورد و اظهار عجز می کند!
شما خیال می کنید گریه های ائمه طاهرین و ناله های حضرت سجاد(ع) برای تعلیم بوده و می خواسته اند به دیگران بیاموزند؟ آنان با تمام آن معنویات و مقام شامخی که داشتند از خوف خدا می گریستند و می دانستند راهی که در پیش دارند، پیمودنش چه قدر مشکل و خطرناک است. از مشکلات، سختی ها، ناهمواری های عبور از صراط که یک طرف آن دنیا و طرف دیگرش آخرت می باشد و از میان جهنم می گذرد، خبر داشتند. از عوالم قبر، برزخ، قیامت و عقبات هولناک آن آگاه بودند. از این روی هیچ گاه آرام نداشته، همواره از عقوبات شدید آخرت به خدا پناه می بردند.»













نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 خرداد 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

معرفی کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی»

چکیده: کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی» اثر احمد رحمانی همدانی به زبان عربی نوشته شده و به زندگی، احوال و فضایل حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌پردازد

.


رهروان ولایت ـ کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی» اثر احمد رحمانی همدانی به زبان عربی نوشته شده و به زندگی، احوال و فضایل حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌پردازد.
استاد احمد رحمانی در سال 1314ش در اطراف همدان چشم به جهان گشود. وی از دوره نوجوانی به تحصیل علوم حوزوی در همدان پرداخت. ایشان در سال 1344ش پس از سال‌ها تحصیل در علوم دینی به تهران مهاجرت کرد. تبلیغ، تدریس علوم دینی و تربیت شاگردان و تألیف کتب مذهبی مهم‌ترین فعالیت‌های استاد رحمانی همدانی در تهران بود.[1] وی سرانجام در ایام فاطمیه سال 1383ش چشم از جهان فانی فرو بست و به دیار باقی شتافت.

روش مولف
کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی» معروف‌ترین اثر استاد رحمانی همدانی است که به زندگانى و فضائل حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) پرداخته است. مولف در این کتاب از روش روایی استفاده کرده است و در آن به تحلیل وقایع و حوادث نمی‌پردازد. بهره مندی مولف از کتب روایی شیعیان و اهل سنت در این اثر علاوه بر این‌که نشان‌دهنده اشراف مولف بر این روایات است، کتاب را هم به یک دایره المعارف حدیثی درخور توجه تبدیل نموده است.   

محتواى كتاب‏
مولف مطالب خود را در 41 فصل ساماندهی نموده است که در مقدمه، مختصری از مقام حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) نزد فرزندانش مطالبی را نقل می‌کند.
فصل اول کتاب به مقام و منزل حضرت نزد نویسندگان و محققان و فصل دوم و سوم به فضایل مشترک حضرت با دیگر معصومین در قرآن و روایات اختصاص‌ یافته است.
فصل چهارم تا هشتم به مقامات، فضایل و کرامات حضرت در منابع شیعه پرداخته‌ شده است.
فصل نهم تا یازدهم به جایگاه حضرت نزد پروردگار، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و امیر المومنین(علیه‌السلام) اشاره دارد.
فصل دوازدهم و سیزدهم شامل فضایل حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها) و روابط حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) با مادر گرامی‌شان است.
فصل‌های چهاردهم تا نوزدهم چگونگی ولادت، نام‌ها، کنیه‌ها‌، القاب، اذکار و ادعیه و مکارم اخلاق حضرت را در بر دارد.
فصل بیستم و بیست و یکم فرمایشات، سخنان و اشعار منتسب به ایشان را نقل کرده است.
فصل بیست و دوم و بیست و سوم به یاری امیرالمومنین(علیه‌السلام) و خطبه فدک اختصاص دارد.
فصل‌های بیست و چهارم تا بیست هفتم به انگیزه حضرت در ایراد خطبه فدک، موضوع و محورهای آن، هم‌چنین اسناد و کلام بزرگان درباره این خطبه می‌پردازد.
فصل‌های بیست و هشتم تا سی و یکم به هجرت حضرت از مکه به مدینه، ازدواج، همسرداری و اموال و صدقات اختصاص دارد.
فصل‌های سی و دوم تا سی و ششم به مدت زندگانی حضرت بعد از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ستم‌هایی که بر ایشان روا شد، علت و کیفیت شهادت، زیارت و مصیبت‌های حضرت در اشعار اشاره دارد.
فصل‌های سی و هفتم تا چهلم هم به مقام و منزلت حضرت در روز قیامت، فرزندان، ذریه و خادمه حضرت می‌پردازد.
فصل چهل و یکم  فهرستی از کتاب‌های نوشته‌ شده درباره حضرت ارائه داده است.

وضعیت کتاب
این کتاب بارها به چاپ رسیده که یکی از معروف‌ترین چاپ‌های آن به همت انتشارات منیر تهران در سال1378ش بوده است.  این کتاب دو بار ترجمه‌ شده اولی با عنوان فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) شادمانى دل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به قلم سید حسن افتخار زاده‏ که توسط دفتر تحقیقات و انتشارات بدر تهران منتشر شد و دیگری ترجمه مهدی جعفری با عنوان فطمه زهرا سرور دل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است که مرکز فرهنگی انتشارات منیر تهران آن را به چاپ رسانده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : «فاطمة الزهراء،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

خدا نزدیکتر از رگ گردن، و ما این همه دور؟!

خدا

اگر «الف» به «ب» نزدیک باشد قطعاً «ب»  هم نزدیک به «الف» است آیا در مورد خداوند و ما هم همین طور است؟

چرا خداوند از رگ گردن هم به ما نزدیک است و ما از خدا دور هستیم؟


خدا به ما نزدیک است امّا ما به خدا چطور؟ آیا ما هم به خدا نزدیک هستیم؟ اگر نزدیک هستید، پس وحی دریافت کنید ببینیم چگونه دریافت می کنید؟! اگر نزدیک هستید به خدایی که عین علم است، پس خبر از غیب دهید تا گواه ادّعایتان باشد. اگر نزدیک هستید به خدایی که عین قدرت است، پس معجزه نشان دهید تا باور کنیم که نزدیک هستید.

مشکل از آن طرف نیست؛ بلکه از این طرف است.

خدا به همه نزدیک است؛ امّا همه به خدا نزدیک نیستند. شما که آیه ی «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ » را دیده اید آیه ی « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون؛ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون‏» را ببینید. یا این آیات را « أَلا إِنَّ ثَمُودَ کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ ـــ آگاه باشید که قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود »؛ « أَلا إِنَّ عاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُود ــــ آگاه باشید که قوم عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند! دور باد عاد، قوم هود.»

خدا به ما نزدیک است؛ و بر ما احاطه ی وجودی دارد؛ امّا روشن است که ما از او دوریم؛ لکن نه از حیث مکانی، چون او مکان ندارد؛ بلکه از حیث رتبه ی وجودی.

وجود شدید، با تمام مراتب پایین وجود هست و بر همه ی مراتب مادون خود احاطه ی وجودی دارد؛ امّا مرتبه ی پایین وجود، به مرتبه ی فوق خود احاطه ی وجودی ندارد.

از باب تمثیل عرض می شود: نور هزار واتی، یقیناً نور نهصد واتی و هشتصد واتی و ... صد واتی را داراست؛ بی آنکه مرکّب از آنها باشد؛ امّا نور صد واتی و دویست واتی و سیصد واتی و ... هشتصد و واتی و نهصد واتی، نور هزار واتی را در خود ندارند.

نور هزار وات، بر تمام نورهای مادون خودش احاطه ی نوری دارد امّا انوار ضعیف تر بر نور هزار واتی احاطه ی نوری ندارند. نور هزار وات، بر نور پانصد وات همان اندازه احاطه دارد که بر نور صد وات احاطه دارد؛ امّا نور صد وات، از نور هزار وات دورتر است تا نور پانصد وات.

نور پانصد وات، اگر دو برابر شدّت یابد به نور هزار وات می رسد؛ امّا نور صد وات باید ده برابر شدّت یابد تا به نور هزار وات برسد. 
اگر انسان به هدف تحصیل علم و دانش یا کسب مال تلاش و کوشش می کند باید از استعداد لازم برخوردار باشد و استعدادش را در راه رسیدن به مطلوب به کار گیرد و آن را بیهوده مصرف نکند و تصمیم جدی بر تحصیل دانش داشته باشد و اسباب لازم یعنی ابزار تحصیل را فراهم کند و سپس با جدیت به تحصیل علم و کسب دانش یا ثروت اقدام کند.

خدا به ما نزدیک است؛ و بر ما احاطه ی وجودی دارد؛ امّا روشن است که ما از او دوریم؛ لکن نه از حیث مکانی، چون او مکان ندارد؛ بلکه از حیث رتبه ی وجودی. وجود شدید، با تمام مراتب پایین وجود هست و بر همه ی مراتب مادون خود احاطه ی وجودی دارد؛ امّا مرتبه ی پایین وجود، به مرتبه ی فوق خود احاطه ی وجودی ندارد

انسانی که به خدا ایمان آورده است باید توجه داشته باشد که مهم ترین هدف و مطلوب او، وصول به قرب الهی از طریق شناسایی خدای سبحان و ارتباط صمیمانه با اوست؛ زیرا جز او چیزی صلاحیت و ارزش آن را ندارد که هدف و مطلوب انسان قرار گیرد و شایستگی آن را داشته باشد که انسان به عنوان انسان در راه او تلاش و فداکاری نماید.

از این رو لازم است پس از بیداری و لزوم حرکت در جهت آن هدف و مطلوب، عزم و تصمیم خود را به کارگیرد و با فراهم کردن اسباب و وسایل مناسب با آن هدف، تلاش ها و مجاهدات خود را به گونه ای تنظیم کند که آن ها وی را به مطلوب برساند و تحقق هدف از آفرینش او را هموار سازد.

قرآن کریم در این رابطه فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (سوره: المائدة آیه : 35)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید».

در این آیه از مومنان خواسته شد تا برای رسیدن به رستگاری و فلاح سه کار را انجام دهد:

1ـ تقوای الهی را پیشه خود سازد.

2ـ برای تقرّب به خدا وسیله ای انتخاب کند.

3ـ در راه خدا جهاد و تلاش کند.

یعنی در مرحله اول باید سپری داشته باشد که نگذارد نافرمانی خدا به او برسد، گویا گناه تیری است که از سوی شیطان متوجه انسان می شود و آدمی با سپر تقوا مانع از اصابت آن تیر به خود می شود. زیرا شیطان در کمین است و به تعبیر قرآن (لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُوْمِنُونَ) (سوره اعراف آیه27) در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بینید مى‏بینند ما شیاطین را دوستان كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند.

او می بیند و ما او را نمی بینیم، باید سپر لازم را در دست داشته باشیم تا از خطر او در امان باشیم.









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد
فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: آمریکا در مسئله سیاسی، اقتصادی و نظامی فروریخته است در حالی که این موارد سه آیتم قدرت برای آنها به شمار می‌رود.
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی صبح امروز در یادواره سرداران و 600 شهید شهرستان سیرجان اظهار داشت: آمریکایی‌ها و اوباما دروغ می‌گویند که تمام گزینه‌ها بر علیه ایران روی میز است.

وی افزود: اینکه آمریکایی‌ها می‌گویند که ما ایران را با فشار و تحریم به زانو در آورده‌ایم، دروغی بیش نیست، بلکه آمریکا در مسئله سیاسی، اقتصادی و نظامی فروریخته است در حالی که این موارد سه آیتم قدرت برای آنها به شمار می‌رود.

سلیمانی از آمریکا به عنوان مقروض‌ترین کشور دنیا نام برد و تصریح کرد: آمریکا در بعد نظامی هم در هر کشوری از جمله عراق و افغانستان که پا گذاشته، شکست خورده است.

وی اذعان داشت: آمریکا در بحث سیاسی منفورترین کشور است، اما کشور ما به لطف خدا و با توجه معصومان (ع) و دولت خدمتگزار و ملت فداکار و رهبر عزیز بر همه مشکلات فائق شده و می‌شود و این ملت قابلیت این را دارد که یک قدرت تاثیرگذار در دنیا باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها : سرلشکر سلیمانی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد




http://www.aryanews.com/Uploads/NewsPics/20150412102625011.jpg











- رهبرمعظم انقلاب اسلامی شنبه به قم سفر کردند و با آیات عظام وحید خراسانی، نوری همدانی و سبحانی ملاقات و با آنان دیدار و گفت‌و‌گو کردند.
به گزارش خبرگزاری آریا، رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر شنبه به قم سفر کردند و با تعدادی از مراجع عظام تقلید دیدار و گفت‌وگو کردند.
امام خامنه‌ای با حضور در بیت آیت‌الله وحید خراسانی با ایشان دیدار و گفت‌وگو کردند.
ایشان همچنین با آیت‌الله نوری همدانی و آیت‌الله سبحانی نیز ملاقات کرده سپس برای مناجات و عبادت به مسجد مقدس جمکران مشرف شدند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، 19 فروردین نیز در سفر به قم با آیت‌الله شبیری زنجانی و آیت‌الله مکارم شیرازی دیدار و گفت‌و‌گو کردند و همچنین بر سر مزار همشیره مکرمه‌شان در حرم حضرت معصومه(س) حاضر شدند؛‌ این سفر نیز با مناجات در مسجد مقدس جمکران پایان یافت.
مراجع عظام تقلید ‌‌در مراسم ترحیم خواهر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در قم برگزار شده بود، شرکت کرده و این مصیبت را به رهبر معظم انقلاب تسلیت گفته بودند.











نوع مطلب :
برچسب ها : رهبری،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 فروردین 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد

شهید علی صیادشیرازی روز شنبه 21 فروردین ماه 1378 در حوالی خانه اش مورد سوء قصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.

ساعت 6 و 45 دقیقه صبح این روز كه تیمسار صیادشیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل كارش از خانه خارج شده بود، مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

اهالی محل كه از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند كه متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشكان برای نجات وی بی نتیجه بود و او در بیمارستان به شهادت رسید.

به گفته شاهدان مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به كمین نشست و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست. در اینحال شهید صیاد كه سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت سه گلوله تروریست واقع شد.

در پی این حادثه یك سخنگوی گروهك تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیكوزیا مسؤولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

قسمت هایی از وصیت نامه ی شهید سپهبد صیاد شیرازی

صیاد,صیاد شیرازی,شهید صیاد,ویژه نامه صیاد,علی صیاد شیرازی,سپهبد علی صیاد شیرازی,شهید شیرازی,وصیت نامه صیاد,شهادت صیاد,شهادت

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و سلم.

انالله و انا الیه راجعون

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق و ان الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سیدة نساء العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الجنة و النار حق.

اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.

خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادی؛

خدایا! تو خود می دانی كه همواره آماده بوده ام آن چه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.

پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی(عج)، زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین – من الله التوفیق

علی صیاد شیرازی، 19 دی ماه 1371 – 15 رجب 1413

روحش شاد راهش پر رهروباد

 
 



نوع مطلب :
برچسب ها : صیاد شیرازی،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 فروردین 1394 :: نویسنده : اللهم صلی علی محمد وآل محمد


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

سردار شهید ابوالفضل غفورزاده

سردار شهید رمضانعلی پیرانی

سردار شهید علی صادقی

سردار شهید علی اصغر اسدی

سردار شهید حسن فیوجی مقدم

سردار شهید علی دشتی

سردار شهید کریم اندرابی

سردار شهید محمد صادق قدسی

سردار شهید غلامرضا باخدا

سردار شهید حسین دهنوی

سردار شهید سید محمود حسینی ادیب

سردار شهید محمد حصاری

سردار شهید محمد جواد مهدیان پور

سردار شهید محمد ابراهیم دامنجانی

سردار شهید عباسعلی دهنوی

سردار شهید عباس یوسفی

سردار شهید ابراهیم رودیان

سردار شهید عباس یوسفی

سردار شهید سید احمد عابدی

سردار شهید عباس خواجه بچه

سردار شهید محمد علی قدمیاری

سردار شهید احمد ترشیزی

سردار شهید مصطفی مشکیان

  امیر خلبان شهید عزیز الله جعفری

سردار شهید سید قاسم موسوی

سردار شهید محمد علی فخریان

شهدای بار

شهدای خرمبک

شهیدان خروین ( فرستادگان رضا )

ملکوتیان شاهد

شهیدان درود


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات